کمک
این روزها آنقدر سردر گم کلاف های خداوند هستم که تمام وجودم رو گرفته و من دنبال سرنخی هستم برای بیرون شدن از تمام بستگی هام….موندم آدمیزاد باید سکون و سکوت رو انتخاب کنه و تن به تقدیر گرفتاری درین کلاف پیچ شدن بده و منتظر کمک باشه یا …
من همیشه ی منتظر بودم …شاید هیچوقت به اون بعد انسانی که شعور و یاری رساندن به کلاف پیچ شده ها نرسم و مدام درگیر خودم و خودشناسی باشم ….
تازه بعدش درگیر اینم که خوب چی و شاید پایان صد ساله اول زندگیم ….
و هیچوقتنفهمم مفهوم زندگی چی بود و اصلا چرا انسان زاده شدم
واقعا چرا انسان زاده شدم
خدایا کمک…